چهارشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۸۴

نمونه‌ايي از اصول کار حرفه‌ايي در شرکت

بنظر شما همه این موارد درسته ؟ شما کدامیک از این موارد را در محیط کار خود در نظر می گیرید؟

  • √ مصالح شرکت بر مصالح فردی اولويت دارد.

  • √ حفظ گروه و قابليت کار و هم‌آهنگی با گروه، به تنها کار کردن برتری دارد. افرادی که از کار
  • تيمی عاجز هستند، به سرعت منزوی شده و شرکت از همکاری با آنها امتناع خواهد کرد.
  • √ کارمزد و پاداش هر کارمند به هر صورتی، كاملا شخصی و محرمانه است. شرکت از همکاری با شخصی که اسرار شرکت را حفظ ننمايد، عذر ‌خواسته و دريافت خسارت می‌نمايد.

  • √ خود را با هيچ شخص ديگری در شرکت مقايسه نکنيد. دستمزد و پاداش شما يک رابطه شخصی و يک نفره با شرکت و مديريت آن است. تنها مرجعی که احاطه به تمام اطلاعات و شرايط در طول زمان دارد، مديريت شرکت است. دستمزد خود را در رابطه با بازار و مديريت شرکت مطرح و توافق فرماييد . مقايسه خود با ديگران، مقايسه‌ايی بر مبنای اطلاعات ناقص بوده و دخالت در کار مديريت شرکت و همکاران است.

  • √ اگر از رفتار رئيس خود درباره حقوق، پاداش و مزايای تعلق گرفته به خود يا ديگران ناراحت شديد، سعی نکنيد با تکه پرانی و سمپاشی به دوستان و همکاران، وضع را بدتر نماييد. شرکت با اينگونه افراد برخورد مناسب می‌نمايد.

  • √ شرکت، حدی برای کارايی و نبوغ ندارد. کارمندان مفيد، پرتحرک و ناآرام، دوست داشتنی‌ترند.

  • √ افرادی که در خارج از ساعات کاری نيز مطالعه و تحقيق می‌نمايند، طبيعی است که نسبت به
  • افراد ديگر از کيفيت کاری مطلوب‌تری برخوردار شوند. اينگونه افراد به نحو غير مستقيم از مزايای مالی و سازمانی آنچه انجام می‌دهند برخوردار می‌گردند.
  • √ اخلاق و اصول کاری، از اولويت اول برخوردار است. شرکت از همکاری با دوستانی که مقررات و اصول ذکر شده را رعايت نمی‌نمايند، خودداری می‌نمايد.

  • √ کار پست يا عالی نداريم. همه کارها شريفند. انتظار می‌رود که همکاران هر نوع کار منطقی که در حيطه امور رايانه‌ايی و مرسوم است انجام دهند. نوع کارها را تقاضاي بازار و توان شرکت تعيين می‌کند. به هر حال درست نيست که حقوق گرفت و بی‌کار نشست.

  • √ با مشتری در هر شرايطی با اخلاق نيک رفتار کرده و جوابی به بی‌احترامی، توهين، تندخويی و مانند آن نمی‌دهيم. شرکت از ارايه خدمات به چنين مشتريانی، در آينده پرهيز می‌کند.

  • √ با همکارانی که بی‌احترامی، توهين، تندخويی و مانند آن انجام می‌دهند، به هيچ وجه برخورد ننماييد. شرکت همکاری خود را با اين همکاران قطع می‌کند.

  • √ افراد خوش مشرب و نکته سنج، باعث تلطيف جلسات خسته کننده کارشناسی شده و شرکت از اخلاق آنها استقبال می‌کند. اما مواظب باشيم که:
  • - اصل جلسه مقهور لطايف عنوان شده نشود.

  • - با هم بخنديم نه به هم.

  • - به هيچ وجه، ديگران از ما نا راحت نشوند. اگر شدند، تكرار نكنيم و فوري جبران نماييم.

  • √ اگر وقت فراغت يافتيم،
  • - مطالعه و تحقيق، مربوط به شغل خود را انجام دهيم.

  • - زمان حضور خود در شرکت را تلف ننماييم.

  • - به مسول مستقيم خود مراجعه کرده و از او تقاضای کار و تحقيق نماييم. اگر او کاری برای ما
  • نداشت، ما را به منزل می‌فرستد. منافع شركتي اين كار بيش از حضور در سر كار است.
    - برای وقت گذرانی، به هيچ وجه به سراغ همکاران خود نرفته، وقت آن‌ها را تلف نکنيم.
  • √ در جلسات کارشناسی، آرام و با متانت صحبت کنيم.

  • √ در محيط کاری باز، حتما آهسته و آرام صحبت و رفتار کنيم. صدای بلند باعث آشفتگی فکری همکاران می‌شود.

  • √ خانم‌ها از پوشيدن کفش صدا دار در محيط کار حتما خودداری نمايند.

  • √ درب‌ها را بدون صدا ببنديم.

  • √ از تلفن نمودن‌های غير ضروری به فاميل، دوست و ... بپرهيزيم. زمان مکالمه لازم تلفنی را
  • به کمترين مقدار ممکن برسانيم. از مکالمه غيرضروری خانوادگی جدا پرهيز کنيم. با تلفن آهسته صحبت کنيم.
  • √ سيگار کشيدن در مکان‌های عمومی شرکت (داخل تمام اتاق‌ها، راهروها و ساختمان‌ها) ممنوع است.
  • چهارشنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۸۴

    چرا باید به معین رای داد

    برداشت از سایت خط قرمز
    چرا ما رای مشروط به معین را در برابر دیگر گزینه‌های موجود یعنی تحریم، رای به رفسنجانی و رای به قالیباف بهترین گزینه می دانیم:

    ۱- رای به معین در برابر تحریم:

    - در شرایط فعلی و بر اساس نظرسنجی‌های انجام گرفته مشارکت مردمی بیشتر از ۵۰ درصد خواهد بود. بنابراین تحریم کارکرد مشروعیت‌زدایی خود را به کلی از دست داده است.

    - رای مشروط به معین بر اساس برنامه‌های اعلام شده‌ی وی، رای به نظام نیست. رای به معین، رای به تحول در اصلاحات و برتری دادن مصالح مردم بر مصالح نظام است.


    ۲- رای به معین در برابر رفسنجانی:

    - بر اساس آمارهای موجود رای به رفسنجانی به امید بهبود وضعیت اقتصادی اشتباه است. در دوران اصلاحات، بهبود معشیت مردم با وجود چالش‌های ناشی از ورود خیل عظیمی از نیروی کار جوان، پرشتاب‌تر از دوران رفسنجانی بوده است. (به‌ویژه نسبت به دوره‌ی دوم (۷۶-۷۲))

    - افزایش‌بهره‌وری اقتصادی و بهبود وضع معیشت مردم بدون ایجاد و حفاظت از فضای رقابت آزاد امکان‌پذیر نیست. رفسنجانی و تیم اقتصادی‌اش، به نام خصوصی‌سازی انحصارات اقتصادی دولتی را به انحصارات خصوصی تبدیل خواهند کرد. انحصارات خصوصی با جلوگیری از شکل‌گیری فضای رقابت آزاد مانعی جدی‌تر از انحصارات دولتی برای پیشرفت اقتصادی و توسعه ایران خواهند بود. تجربه‌ی قدرت‌گيری اقتصادی اطرافيان رفسنجانی در دوران رياست جمهوری وی، مصداق بارز اين ادعاست که آمدن دوباره‌ی رفسنجانی کشور را تبديل به روسیه‌ی دوم خواهد کرد: دولت کوچک به صورت حامی بخش خصوصی فاسد و اقتصاد فلج.

    - رای به رفسنجانی برای پرهیز از درگیری‌های سیاسی وکسب آرامش لازم برای ایجاد تحولات تدریجی، یک استراتژی اشتباه است. آرامش مورد نظر رفسنجانی، همچون دوره‌ی دوم ریاست‌جمهوری وی (۷۶-۷۲)، تنها با کوتاه آمدن در برابرتمامی خواسته های جناح انحصارطلب حاصل خواهد شد. در سکوت دوران رفسنجانی تمامی تصمیم‌گیری‌های حیاتی کشور تنها در جهت رضایت ارباب قدرت و پایمال شدن منافع ملی صورت خواهد گرفت.

    - اميد بستن به تغيير رفسنجانی در سال‌های پس از رياست‌جمهوری، به بيراهه رفتن است. چرا که اگر می‌گویيم که تيم وی تجربه‌ی اداره‌ی کشور را به دست آورده است، چرا اين امر در ۴ سال دوم محقق نشد. تجربه به خوبی نشان‌دهنده‌ی اين است که رويه‌ی وی در ۴ سال دوم هيچ تفاوتی با ۴ سال اول نداشته است که گام به عقب نيز بوده است. سپردن پست های اقتصادی در دور دوم به افرادی ناکارآمد گواهی بر اين مدعا است.

    - ایران نیازمند تغییر و تحول است. با رای به رفسنجانی، تکرار گذشته و به تعویق انداختن تغییرات لازم، نه تنها مشکلی حل نمی شود، بلکه بهبود کشور به تحولات دشوارتر و دردناک‌تری احتیاج خواهد یافت.

    - باتوجه به تشتت آرای انحصارگرایان و پایگاه محدود ۲۰ تا ۳۰ درصدی‌شان، به هرصورت، آنها برنده‌ی انتخابات نخواهند بود. بنابراین رای به رفسنجانی برای رفع خطر بازگشت انحصارگرایان اشتباه است.

    - بسياری حضور وی را طليعه‌ای برای رابطه با آمريکا می‌دانند. در حالی که تجربه‌ی روابط خارجی ايران در سال ۷۵ که همه‌ی سفيران اروپايی ايران را ترک کردند چنین چیزی را نشان نمی‌دهد. علاوه بر آن در ايران، منافع سياسی و اقتصادی انحصار گرايان در گرو دشمنی با آمريکا است و رفسنجانی کسی است که تا به حال هيچ‌گاه در مقابل انحصارگرايان ايستادگی نکرده است و در نهايت در راستای اهداف آنان گام برداشته است. بنابراين تصور برقراری رابطه با آمريکا از سوی رفسنجانی خطاست.


    ۳- رای به معین در برابر قالیباف

    - رای به قالیباف به امید ایجاد تحول در انحصارگرایان و سوق دادن آنان به سوی افزایش کارآمدی، اشتباه است. رای به قالیباف تنها تایید رفتارهای دیکتاتورمآبانه‌ی بخش انتصابی حکومت بوده، هیچ تحول مثبتی در انحصارگرایان ایجاد نخواهد کرد.

    - حتی با فرض وجود توانمندیهای فردی در قالیباف، تیم اجرایی، اقتصادی و اجتماعی وی عقب‌مانده‌ترین نظرات و عملکردها را دارند. دولت قالیباف گزینه‌ی ناآزموده‌ای نیست. ایده‌های افرادی نظیر توکلی و زاکانی در مسایل اقتصادی، اجتماعی و رفتارهای بی‌شرمانه‌ی امثال کوچک زاده، که همگی از اعضای کلیدی تیم قالیباف هستند، شناخته شده می‌باشد.

    4- رای به معین و مشکلات پیش روی دولت وی
    - مشکلاتی که برای دولت معین، بویژه برای برنامه‌های اعلام‌شده‌ی وی ایجاد خواهد شد، بسیار بیشتر از مشکلات دولت خاتمی خواهد بود. با این حال اگر دولت معین به برنامه‌ی اعلام‌شده‌اش پایبند باشد و برخلاف دولت خاتمی منافع مردم را برتر بر منافع نظام قرار دهد، از ابزارهای بسیار قوی‌تر و کارآمدتری برای رفع مشکلات برخوردار خواهد بود.
    - رای به خاتمی، با توجه به افکار و برنامه های وی، قابلیت تعبیر به رای به نظام را داشت. از این رو این رای با وجود تعداد بالای آن، به کار ایجاد تحول در نظام نمی آمد و چندان هم نیامد. رای به معین رای به تحول در نظام است و به کار تحول نظام خواهد آمد.


    ما بر اين باوریم که اصلاحات سياسی و اقتصادی در ايران تنها از طريق يک حرکت تدريجی امکان پذير است و رأی ندادن امروز ما به معين به منزله‌ی از بين رفتن تجربيات کسب شده در سال‌های سخت اصلاحات بوده و گامی به عقب محسوب ميشود.

    پنجشنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۸۴

    مدیریت استراتژیک چیست؟

    زمانی روسای دو شرکت در یک صنعت با هم رقابت می‌کردند. این دو رئیس تصمیم گرفتند که به دامن طبیعت پناه ببرند و در آنجا چادر بزنند و درباره ادغام احتمالی دوشرکت صحبت کنند. ایندو نفر در نقطه‌ای دوردست در جنگل چادر زدند. در میان صحبتهای آنها خرسی به سمت آنها آمد. مدیر یکی از شرکتها، یک کفش ورزشی از ساک درآورد. رقیب او با حالتی خاص به او گفت "امکان ندارد که شما بتوانید سریعتر از خرس بدوید و از دست او فرار کنید" مدیر اولی در حالی که کفشهایش را می‌پوشید گفت : "شاید نتوانم از خرس سریعتر بدوم اما مطمئن هستم از شما سریعتر می‌دوم"
    برداشت از کتاب مدیریت استراتژیک،
    دکتر علی پارسائیان – دکتر محمد اعرابی


    کتابهای دیگر در این زمینه :


    برنامه‌ريزی و مديريت استراتژيک
    مترجم: خليلي‌شورينی - سهراب